شناسه خبر: 81043
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ چهارشنبه ۵ تير، ساعت 06:00
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ ﴿انعام/۴۴﴾ پس چون حقایقی را که [برای عبرت گرفتنشان] به آن یادآوری شده بودند، فراموش کردند، درهای همه نعمت ها را به روی آنان گشودیم، تا هنگامی که به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند، به ناگاه آنان را [به عذاب] گرفتیم، پس یکباره [از نجات خود] درمانده و نومید شدند.

انسان مغرور، فریب نعمت های دنیا را می خورد
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ ﴿انعام/۴۴﴾
پس چون حقایقی را که [برای عبرت گرفتنشان] به آن یادآوری شده بودند، فراموش کردند، درهای همه نعمت ها را به روی آنان گشودیم، تا هنگامی که به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند، به ناگاه آنان را [به عذاب] گرفتیم، پس یکباره [از نجات خود] درمانده و نومید شدند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام):
از دنیا حذر کنید که دنیا بى وفا و پر مکر و فریب است ، عطا کننده اى است خسیس و پوشاننده اى است که برهنه مى سازد. (نهج البلاغه،خطبه230)
تفسیر نمونه
در آیه بعد اضافه مى‏کند هنگامى که سختگیریها و گوشمالیها در آنها مؤثر نیفتاد از راه لطف و محبت وارد شدیم" و به هنگامى که درسهاى نخست را فراموش کردند درس دوم را براى آنها آغاز کردیم و درهاى انواع نعمتها را بر آنها گشودیم، شاید بیدار شوند و به آفریننده و بخشنده آن نعمتها توجه کنند، و راه راست را باز یابند" (فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ).
ولى این همه نعمت در واقع خاصیت دو جانبه داشت هم ابراز محبتى براى بیدارى بود و هم مقدمه‏اى براى عذاب دردناک در صورتى که بیدار نشوند، زیرا مى‏دانیم هنگامى که انسان در ناز و نعمت فرو رود، و ناگهان آن همه نعمت از او گرفته شود سخت بر او دردناک خواهد بود، بخلاف اینکه تدریجا از او گرفته شود که زیاد در او مؤثر نخواهد گشت.
لذا مى‏گوید" آن قدر به آنها نعمت دادیم تا کاملا خوشحال شدند اما بیدار نشدند، لذا ناگاه آنها را گرفتیم و مجازات کردیم، و تمام درهاى امید به روى آنها بسته شد" (حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ).
" و به این ترتیب جمعیت ستمکاران ریشه کن شدند و نسل دیگرى از آنها به‏پانخاست" (فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا).
" دابر" در اصل به معنى دنباله و آخر چیزى است.
و از آنجا که خداوند در به کار گرفتن عوامل تربیت در مورد آنها هیچگونه کوتاهى نکرده در پایان آیه مى‏فرماید:" ستایش و حمد مخصوص خداوندى است که پروردگار و مربى همه جهانیان است" (وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ).
در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:
1- گاهى تصور مى‏شود که میان این آیات و آیات گذشته منافاتى وجود دارد، زیرا در آیات گذشته تصریح شده بود که مشرکان به هنگام هجوم مشکلات متوجه خدا مى‏شوند، و غیر او را فراموش مى‏کنند ولى در این آیات مى‏گوید حتى به هنگام هجوم مشکلات نیز بیدار نمى‏گردند.
توجه به یک نکته این منافات ظاهرى را برطرف مى‏سازد و آن اینکه بیداریهاى موقت و زودگذر به هنگام بروز شدائد بیدارى محسوب نمى‏گردند، زیرا به زودى به حالت نخستین باز مى‏گردد.
در آیات گذشته چون منظور بیان توحید فطرى بود، براى اثبات آن همان بیداریها و توجه‏هاى زودگذر و فراموش کردن غیر خدا و لو در لحظه حادثه کافى بود، اما در این آیات سخن از هدایت یافتن و از بیراهه به راه برگشتن است،مسلما بیدارى زودگذر و موقت اثرى در آن ندارد.
گاهى تصور مى‏شود که تفاوت میان آن دو در این است که آیات گذشته مربوط به مشرکان معاصر پیامبر ص است، ولى آیات مورد بحث مربوط به اقوام پیشین است بنا بر این با هم منافاتى ندارد.
ولى بسیار بعید به نظر مى‏رسد که مشرکان لجوج معاصر پیامبر ص بهتر از گمراهان پیشین باشند، بنا بر این راه حل همان است که در بالا گفتیم.
2- در آیات فوق میخوانیم هنگامى که بروز شدائد اثر تربیتى نداشت، خداوند درهاى نعمت را به روى چنین گناهکارانى مى‏گشاید، آیا این کار به خاطر تشویق بعد از تنبیه است یا مقدمه‏اى است براى دردناک بودن مجازات؟ یعنى به اصطلاح این گونه نعمتها، نعمت استدراجى است که تدریجا بنده متمرد را در ناز و نعمت و خوشحالى و سرور، و یک نوع غفلت فرو مى‏برد، سپس یکباره همه چیز را از آنها مى‏گیرد.
پاره‏اى از قرائن در آیه وجود دارد که احتمال دوم را تقویت مى‏کند، ولى مانعى ندارد که هر دو منظور باشد، یعنى نخست تشویق براى بیدارى، و اگر مؤثر نشد مقدمه‏اى است براى گرفتن نعمت و عذاب دردناک، در حدیثى از پیامبر ص چنین نقل شده،
اذا رایت اللَّه یعطى العبد من الدنیا على معاصیه ما یحب فانما هو استدراج ثم تلا رسول اللَّه ص فلما نسوا.
.." هنگامى که ببینى خداوند در برابر گناهان نعمت مى‏بخشد بدان که مقدمه مجازات است سپس آیه فوق را تلاوت فرمود. (مجمع البیان و نور الثقلین ذیل آیه).
در حدیثى از على ع چنین نقل شده که فرمود:"
یا بن آدم اذا رایت ربک سبحانه یتابع علیک نعمه و انت تعصیه فاحذره
(نهج البلاغه کلمه 25).
" اى فرزند آدم هنگامى که ببینى خداوند پى در پى نعمتها را به تو مى‏بخشد،در حالى که تو گناه مى‏کنى، از مجازات او بترس، که این مقدمه مجازات است".
در کتاب تلخیص الاقوال از امام حسن عسکرى ع چنین نقل شده، که قنبر غلام امیر مؤمنان را پیش حجاج آوردند حجاج پرسید تو چکار براى على ابن ابى طالب ع مى‏کردى، گفت وسایل وضوى او را فراهم مى‏ساختم! پرسید هنگامى که از وضو فارغ مى‏شد چه مى‏گفت؟، گفت این آیه را مى‏خواند،" فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ" و تا آخر آیه را تلاوت کرد، حجاج گفت گمان مى‏کنم این آیه را بر ما تطبیق مى‏کرد، قنبر با شجاعت گفت آرى! (نور الثقلین جلد 1- صفحه 18).
3- در این آیات مى‏خوانیم که منظور از بسیارى از حوادث رنج‏آور ایجاد حالت توجه و بیدارى است، و این یکى از فلسفه‏هاى" آفات و بلاها" است که در بحث توحید از آن سخن گفته‏ایم ، ولى شایان توجه اینکه این موضوع را اولا با کلمه" لعل" (شاید) ذکر مى‏کند، بخاطر اینکه وجود بلاها به تنهایى کافى براى بیدارى نیست، بلکه زمینه‏اى است براى دلهایى که آمادگى دارند (در سابق نیز گفته‏ایم" لعل" در کلام خدا معمولا در مواردى استعمال مى‏شود، که پاى شرایط دیگرى نیز در میان باشد).
دیگر اینکه در اینجا کلمه" تضرع" بکار برده شده، که در اصل به معنى ورود شیر به پستان و خضوع و تسلیم آن در برابر دوشنده است، سپس به معنى تسلیم آمیخته با تواضع و خضوع آمده است! یعنى این حوادث دردناک را بخاطر آن ایجاد مى‏کردیم، که آنها از مرکب غرور و سرکشى و خود خواهى فرود آیند، و در برابر حق تسلیم شوند.
4- جالب اینکه در پایان آیه، خداوند جمله" الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ" را مى‏گوید، و این نشانه آن است که قطع ریشه ظلم و فساد و نابود شدن نسلى که بتواند این کار را ادامه دهد، بقدرى اهمیت دارد که جاى شکر و سپاس است.
در حدیثى از فضیل بن عیاض از امام صادق ع مى‏خوانیم، که فرمود:
" من احب بقاء الظالمین فقد احب ان یعصى اللَّه، ان اللَّه تبارک و تعالى حمد بنفسه بهلاک الظلمة فقال: فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏

:" هر کس بقاى ستمگران را دوست دارد، مفهومش این است که دوست مى‏دارد معصیت خدا شود (موضوع ظلم به اندازه‏اى مهم است که) خداوند تبارک و تعالى در برابر نابود ساختن ظالمان خود را حمد و ستایش کرده است و فرموده" دنباله قوم ستمگر بریده شد و سپاس مخصوص خداوند پروردگار جهانیان است".
.........................................................................
دلم در سینه مالامال درد است
زهجر روی تو دلگیر وسرد است
تمام جمعه ها یابن الحسن گوست
دلم در انتظار راد مرد است

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha